یا مقلب القلوب ...
آخرین ساعات سال 1390 را سپری می کنیم و تا چند ساعت دیگر سالی جدید را آغاز خواهیم کرد. در گذر زمان چندین تجربه وجود دارد:
1- آنچه گذشته است جای تأسف خوردن ندارد. پس به جای آنکه تأسف گذشته ها را بخوریم، سعی کنیم بیاندیشیم و کوله باری از تجارت تلخ و شیرین سال 90 را به منزلگاه موقتی سال 91 ببریم.
2- از همین ابتدای سال نو، ساعتی را با خود خلوت کنیم، به سال 90 با تمام خوشی ها و ناخوشی هایش با دقت و واقع بینانه بنگریم و بر خوبی های خود شکرگذار و بر گناهان خود عذرخواه درگاه خداوند باشیم.
3- در خلوت خود برای سال 91 برنامه ریزی کنیم. چشم انداز روشنی را که انتظار داریم در سر سفره هفت سین 92 به آن رسیده باشیم، ترسیم کنیم.
4- آنچنانکه بهار آغاز حیات دوباره طبیعت، آغاز حیات و نشاط قلب هایمان نیز باشد.
5- دل و ذهن را غبار روبی کرده، غبار کینه، حسادت، تنفر، قهر، دلخوری و... را از آنها بزداییم.
6- از ابتدای سال و در محضر قرآن کریمی که سر سفره هفت سینمان است، قصد کنیم با کمک اهلبیت (ع)، در سال 91، بنده خوبی برای خدای متعال باشیم.
7- هنگام دعا، اول دیگران را دعا کنیم و از مراعات حال ضعفا و فقرا و مستضعفان غافل نباشیم.
8- یادمان نرود، هنوز و در همین ساعات پایانی سال، پدران و مادران زیادی هستند که نمی توانند گریه خواهش های فرزندان کوچک خود را آرام کنند. آنان چیزی فراتر از آنچه ما برای عید نوروز تهیه کرده ایم نمی خواهند. تمام قطره های اشکشان برای یک لباس ساده، یک تنگ ماهی قرمز کوچک و یک جفت کفش است. مبادا دست روی دست بگذاریم و روز اول عید، نگاه حسرت و چشمان معصومشان بر قلب هایمان سنگینی کند.
9- در ابتدای سال و لحظات دعا، اولین دعای خود را تعجیل در فرج و سلامتی امام زمان (عج) قرار دهیم.
التماس دعا
سالی سرشار از موفقیت برایتان آرزومندم.
| ردیف | عنوان کتاب | پدید آورنده |
| ۱ | تقویم شیعه | عبدالحسین نیشابوری |
| ۲ | خصایص فاطمیه | ملا باقر واعظ تهرانی |
| ۳ | بیت الاحزان | شیخ عباس قمی |
| ۴ | مظلوم ترین مادر | |
| ۵ | محرق القلوب | ملا محمد مهدی نراقی |
| ۶ | بحاتر الانوار | علامه مجلسی |
| ۷ | چشمه در بستر | پور سید آقایی |
| ۸ | الهجوم علی بیت فاطمه (س) | عبدالزهرا مهدی |
| ۹ | فاطمه الزهرا بهجه قلب النبی | احمد رحمانی همدانی |
| ۱۰ | مقتل حضرت زهرا (الزهرا) | عبدالرزاق مقرم |
| ۱۱ | قصه مدینه | علی نظری منفرد |
برچسبها: فاطمیه, مقتل, حضرت زهرا, س
انا لله و انا الیه راجعون
بدینوسیله از کلیه دوستان ارجمندی که از طرق مختلف (ارسال پیام تسلیت - تهیه بنر و پلاکارد - شرکت در مراسم - تماس تلفنی - قرار دادن کامنت در وبلاگ - ارسال پیامک و...) در مصیبت درگذشت پدربزرگ عزیز و مهربانم ابراز همدردی و لطف نموده اند، کمال تقدیر و تشکر را دارم.
امیدوارم بتوانم در شادی های شما جبران الطافتان را بنمایم.
برای سینه زدن تا سحر، توان داریم
هزار شکر خدا را را که در شب یلدا
برای گریه کمی بیشتر، زمان داریم
**********
در نای خشک مرثیه خوان ، نا، نمانده است
طفلی (نایی) برای زینب کبری (س)، نمانده است
باید به جای حافظ و سعدی، لهوف خواند
دیگر برای ما شب یلدا نمانده است
****************
دوباره فکرها در قیل و قال است
محبت های ما زیر سوال است!
در ایام اسارت، شد بپرسی:
شب یلدای زینب در چه حال است؟
نگاهی به چپ و راست خود انداخت، هیچ خبری نبود از آنان که همین دیشب لبیک و مناجاتشان پهنای صحرا را عطرآگین کرده بود، و روبهرو سپاهی فراوان و پشت سر خیمههای خاندان پاکیها. آری لحظهی وصل نزدیک است و حال نوبت خویشتن.
گام به سوی خیمهها برداشت، شاید تا همین حالا خیلیها بگویند فریاد یاریطلبیاش لبیکی به دنبال ندارد و باز هم شاید بسیاری بگویند این که قدم به سوی خیمهها برمیدارد، امیری است که هیچ سربازی برایش نمانده... اما چنین نیست! صدای لبیکی متفاوت میآید. قنداقهای کوچک با بیتابیهای فراوان خود گویا لبیکگوست. آری فریادش ناله و درخواست شیر نیست، بلکه فریاد میزند: امیر دلیر لشکر! هنوز یک سرباز باقی است... سربازی که خود باید به میدان ببری...
سپاهی سراپا پلیدی و نیرنگ در نظارهاند. مردی بزرگ اما غریب و تنها که زیر عبا چیزی دارد. و آن سوی، مادری امیدوار و پرحسرت، چشم به راه همسر و فرزند دوخته. آری او چشم به راه باید باشد، زیرا نه تنها او، بلکه خیلیها باور ندارند کسی بر این خردسال ترحمی کند. مادر، امید دارد که فرزندش برگردد در حالی که دیگر صدای گرفتهاش به گریه بلند نیست و دیگر تشنگی بیتابش نمیکند...
بالاخره عبا کنار رفت و سرباز شش ماههی حسین پای در میدان گذاشت. آمدنش در حقیقت، اتمام حجت بود بر مردنمایان لشکر پلیدیها، از فرط تشنگی و گرسنگی تاب و توان از وجودش رخت بربسته بود و لبهای کوچک خشکش به آرامی باز و بسته میشد، پدرش چه خوب میگوید، حال این طفل به حال ماهی دور افتاده از آب میماند که دیگر امیدی به زندگیاش نیست، ولو با برگشت به دریا. چه کسی یارای شنیدن این سخنان را دارد. زبان مردی که هم حجت خداست و هم پدری بینظیر و...؟ و کدام چشم توان به نظاره نشستن این منظره را دارد؟ کدام قلب توان تحمل دارد؟ و کدام عقل از این لحظات جان سالم به در میبرد؟...
هنوز لبهای پدر به سخن باز است و لشکریان به حال انقلاب نزدیک؛ که ناگهان لبخند را به لبهای خشکیدهی فرزند مهمان میکنند. دست بابا گرم میشود و نوزاد کوچک بابا تکانی میخورد و به خوابی عمیق فرومیرود. آن که کنار گوشش چنین شیرین لالایی خوانده، تیری سه شعبه است. و حرمله چه تواناست در آرام کردن کودکی غریب که تنها جرمش فرزند حسین بودن است و تشنگی.
دیگر، دیگر نگویم از حال پدر آن هنگام که قنداقهای خونآلود را به پشت خیمهها میبرد.
و مادری چشمانتظار بر در خیمه...
اگر اشکی در چشمان مهمان شد، برای فرج امام زمان (ارواحنا فداه) بسیار دعا کنید.
اگر قرار باشد در یک مهمانی شرکت کنیم، طبیعتاً شب زودتر به خانه می رویم، دوش می گیریم، لباس مناسب می پوشیم، خود را خوشبو می کنیم و... هر چقدر مهمانی مهم تر و میزبان مهم تر و عزیزتر باشد، آمادگی ما بیشتر و حساسیت ما نیز بیشتر خواهد بود.
حال ماه عزای اشرف اولاد آدم فرا می رسد. ماه سفره ماتم حضرت اباعبدالله (علیه السلام)، پس هر کسی که خود را نوکر و ارادتمند به ایشان می داند، باید خود را روحاً و جسماً محیای ورود به ماه مات آن حضرت کند. برای این آمادگی باید مقدماتی فراهم شود. اولین آن ها معرفت به محرم و صاحب محرم است. باید به تفکر و مطالعه بیشتر در این زمینه ها پرداخت. تا به واسطه اندیشیدن در معارف عاشورا و حضرت سید الشهدا (علیه السلام) و شهدای کربلا ـ که خداوند ما را با ایشان قرار دهد ـ و نیز بهره مندی از کتب معتبر بزرگان و علماء، کسب معرفت نمود. تا وقتی که این معرفت وجود نداشته باشد، آدمی خود را آنچنان که در شأن محرم و صاحب آن است آماده نمی کند.
بر همین مبنا مواردی به ذهن این نوکر سراپا گناه و تقصیر آستان اهلبیت (روحی فداهم) می رسد که زاییده باور اینجانب است، محضر دوستداران این آستان ملک پاستان تقدیم می کنم. اما پیش از ان از تمام بزرگواران خواهش می کنم نظرات و موارد پیشنهادی خود را برای بنده نیز بفرستند و اگر در این موارد اشتباهی می بینند یادآور شوند:
۱- مداقه و مطالعه و تفکر بیشتر در مقام و منزلت حضرت ابا عبد الله (علیه السلام) و شهدای کربلا.
۲- تفکر و مطالعه در زمینه اهداف، رسالت ها و پیامدهای عاشورا و درس های جاویدان آن.
۳- برداشتن ختم روزانه زیارت عاشورا (تا روز عاشورا هر روز زیارت عاشورا را بخوانیم و در مضامین بلند آن تفکر و مداقه کنیم).
۴- دعا و توسل به اهلبیت (علیهم السلام) در مورد عنایت ویژه ایشان در عزاداری کردن خالصانه، با معرفت و مناسب شأن اهلبیت (علیهم السلام).
۵- مراقبت اعضا و جوارح و بلکه روح و قلب از آلوده نشدن به کثافات گناهان و حتی مکروهات. چرا که تمام اعضا و جوارح آدمی باید عزادار شود و همانطور که برای یک مهمانی مهم خود را از آلودگی ها پاک می کنیم برای ورود به محرم نیز باید روح و جسم خود را از آلودگی گناهان پاک کنیم. زبانی که می خواهد نام و مصیبت و منقبت آن حضرت بر آن جاری شود باید از آلودگی ناسزا گویی و دروغ و غیبت و تهمت و ... پاک باشد. حنجره ای که می خواهد به ذکر مصائب آن حضرت بپردازد باید از آهنگ های لغو حرفهای بیهوده پاک باشد. دستی که می خواهد سینه بزند باید از اعمال حرام دور باشد. پایی که می خواهد وارد مجلس والا مقام آن حضرت شود باید از راه های حرام و ناشایست دور باشد. صد البته که خود اهلبیت (علیهم السلام) نیز وقتی کسی همت به ترک گناه کند و از ایشان کمک بخواهد، به او کمک می کنند. این از جسم و اما روح که مرتبه ای بالاتر دارد. پس باید قلب و روح خود را برای محرم آماده کرد و آنرا از حب گناه، ریا، حسادت، کینه و دیگر ناخالصی ها پاک کرد.
۶- پرهیز از اعمال حرام و حتی ناشایست عزاداران اهلبیت (علیهم السلام).
خبرگزاري فارس: در آمريكا كتابي به نام «A Plan to Devide and Desolate Theology» است كه در آن مصاحبه ي مفصلي از دكتر مايكل برانت معاون ارشد رئيس سابق سيا Bob Wood Words و عضو مهم بخش شيعه شناسي سازمان سيا منتشر شده است. وي در اين مصاحبه اسرار از تكان دهنده اي پرده برداشته است .
در آمريكا كتابي به نام «A Plan to Devide and Desolate Theology» است كه در آن مصاحبه ي مفصلي از دكتر مايكل برانت معاون ارشد رئيس سابق سيا Bob Wood Words و عضو مهم بخش شيعه شناسي سازمان سيا منتشر شده است. وي در اين مصاحبه اسرار از تكان دهنده اي پرده برداشته است و در جريان اتهام كاركنان سيا به فساد مالي بطور ناخودآگاه اعتراف كرده است در اين سازمان مبلغ 900 ميليون دلار براي سازمان دهي مبارزه با تشيع اختصاص يافته بوده است. گفتتني است كه دكتر مايكل برانتن مدتي طولاني در بخش مذكور فعاليت داشته ، ولي چندي پيش به خاطر فساد مالي از كار بركنار شده است و او نيز از باب انتقام جويي خيلي از اسرار محرمانه را برملا كرده است.
مصاحبه ي وي به طور بسيار خلاصه چنين است:
انقلاب 1979 ايران ضربه هاي اساسي به سياست ما در حاكميت در كشورهاي اسلامي وارد ساخت. پس از ناكامي ما در چند سال اول انقلاب براي كنترل آن و رشد روزافزون بيداري اسلامي و گسترش دامنه ي نفرت عليه غرب و ظهور اثرات جوش و خروش انقلابي در شيعيان كشورهاي مختلف بالاخص لبنان، عراق، كويت، بحرين و پاكستان، مقامات بلند پايه ي سيا دور هم جمع شدند. در اين جلسات نماينده ي سرويس مخفي مشهور انگليس Mix نيز شركت مي نمود؛ زيرا انگليس تجربه ي وسيعي در مطالعه روي كشورها را دارد.
در اين گردهمايي ها نتيجه گيري شد كه انقلاب ايران فقط نتيجه ي طبيعي سياست هاي شاه نبوده است، بلكه در باطن عوامل و حقايق ديگري نيز وجود دارد كه محكم ترين آن عوامل ، يكي رهبري سياسي توسط مرجعيت ديني شيعي و ديگري شهادت حسين نوه ي پيامبر اسلام (ص) در 1400 سال پيش است. حادثه اي كه قرن هاست شيعه به ياد آن با غم و اندوه بي نهايت عزاداري مي كند. اين دو محور است كه شيعه را از ساير مسلمانان فعال تر و متحرك تر مي سازد. در همين گردهمايي تصويب شد كه براي مطالعه ي اسلام شيعي و براي برنامهريزي و كار روي اين پروژه يك شعبه ي جداگانه و مستقلي تاسيس شود و نخستين بودجه چهل ميليون دلاري براي آن اختصاص يابد. سپس دكتر مايكل برانت مراحل پروژه را چنين بيان مي كند:
1- جمع آوري اطلاعات
2- اهداف كوتاه مدت با تبليغات عليع شيعه و راه اندازي آشوب هاي بزرگتر شيعه و سني، بدين معني كه بايد آنها را با اكثريت سني درگير كرد تا توجه شان از آمريكا منحرف گردد.
3- اهداف دراز مدت، پايان كار تشيع با عمل براساس اهداف دراز مدت.
4- طبق نقشه در فاز اول محققيني به تمام جهان شيعه اعزام شدند. به عنوان مثال دكتر ساموئيل در پاكستان روز عزاداري هاي كراچي تحقيق مي كرد و مدرك دكتراي خود را در همين زمينه اخذ كرد. يك خانم ژاپني به ننام نكومه هم در كويته ي بلوچستان، بر قوم هزاره و شيعه ي آن ديار تحقيق مي كرد و رساله ي دكتراي خو را در همين زمينه ارائه نمود. دكتر برانت مي گويد: بعد از تحقيقات ميداني و جمع آوري اطلاعات در مورد شيعيان همه ي كشورها، نتايج زير بدست آمد:
1. مرجعيت:
مراجع شيعه سرچشمه ي اصلي قدرت اين مذهب اند. اينان هميشه با تاكيد ب اصول شيعه، به شدت از آن محافظت و صيانت مي كنند. اينان در تاريخ طولاني تشيع، هيچ وقت با حاكم غير اسلامي بيعت نكردند و با وي دست دوستي ندادندن. به علت فتواي يك مرجع وقت يعني آيت الله شيرازي، انگليس نتوانست داخل ايران شود. بزرگترين مركز علمي شيعه در عراق بود و چون صدام حسين علي رغم به كارگيري تمام توان خود و سعي و كوشش فراوان نتوانست آن را بخرد و مجبور به بستن آن شد.
اين در حالي است كه مراكز ديگر علمي در جهان هميشه با حكام وقت همراهي كرده اند. ببينيد جايي مثل قم در مركز ايران، تخت ظلم شاهنشاهي را برچيد و اكنون نيز پنجه در پنجه ي آمريكا ي ابر قدرت، زورآزمايي مي كند. در لبنان نهضت آيت الله موسي صدر، ارتش هاي انگليس ، فرانسه، و اسرائيل را مجبور به فرار كرد. امروز نيز حزب الله لبنان بزرگترين مزاحم اسرائيل در طول تاريخ تاسيس آن دولت به شمار مي رود. ما از همه ي اين مطالعات به اين نتيجه مي رسيديم كه رو در رويي مستقيم با شيعه زيانبار و امكان پيروزي در آن بسيار كم است. بنابراين بايد به كارهاي پشت پرده اي روي آورد و به جاي اصل قديمي انگليسي ها « تفرقه بينداز و حكومت كن» اصل ديگري تحت عنوان « تفرقه بينداز و نابود كن» را پيش گرفت.
بنابراين بايد افرادي كه با شيعه اختلاف اعتقادي دارند را بطور منظم و مستحكم عليه شيعه سازمان دهي كرد. بايد شايعه ي كافر بودن برانگيز نوشت. بايد افراد كم سواد و بي سواد را جمع كرد و آنها تقويت نمود تا وقتي تعداد آنها ( كه ستون پنجم ما هستند) به مقدار مناسب رسيد، عليه شيعه جهاد مسلحانه آغاز شود. بايد چهره ي تشيع، منسوخ شود تا نزد عوام غير مقبول باشند و در ميان عامه مورد نفرت قرار گيرند.
2. عاشورا و عزاداري:
در ميان شيعه مراسم عزاداري مرسوم است. آنها به ياد واقعه ي كربلا جمع مي شوند و يك نفر سخنراني و واقعه ي كربلا را بيان مي كند و مستمعين هم گوش مي كنند. بعد از آن طبقه ي جوان، سينه زني و عزاداري مي كنند. اين سخنران و اين مستمعين براي ما اهميت زيادي برخوردار هستند؛ زيرا از همين عزاداري و مجالس است كه درميان شيعه جوش و خروش ، آزادي خواهي و جنگ با باطل به خاطر حق، به وجود مي آيد. ما به خاطر همين، ده ها ميليون دلار از بودجه ويژه را براي در دست گرفتن سخنرانان و مستمعين اختصاص داده ايم. و اين كار چنين تحقق مي پذيرد كه ابتدا دنبال افرادي از شيعه كه پول پرست و داراي عقايد سست و در عين حال داراي شهرت و قدرت تاثير و نفوذ باشند، مي رويم تا به واسطه ي آنهادر عزاداري ها نفوذ پيدا كنيم.
3. برنامه هاي دقيق و مخرب:
ما از اين افراد اهداف زير را پيگيري مي كنيم.
به وجود آوردن و يا سرپرستي مداحاني كه معرفت عقايد شيعه را ندارند.
شناسايي و كمك مالي به افرادي از شيعه كه بتوانند توسط نوشتارهاي خود، عقايد و مراكز علمي شيعه را هدف قرار دهند؛ بنيانهاي تشيع را منهدم كرده و آن را اختراع مراجع شيعه وانمود كنند.
اضافه و يا حفظ نمودن رسوماتي در عزاداري كه با عقايد شيعه منافات داشته باشد.
عزاداري ها به گونه اي معرفي و مطرح شود كه عموم جامعه احساس كنند تشيع، گروهي جاهل و توهم پرست است كه در محرم براي انسانهاي عادي مزاحمت به وجود مي آوند. براي تشريح اين جور برنامه ها لازم است پول هنگفتي خرج شود و مداحان خوب تشويق شوند.
و اين گونه تشيع كه يك مذهب داراي قوت منطقي است تبديل به مذهبي درويشي محض مي شود و از درون، پوك و خالي مي گردد و در ذهن عوام الناس نفرت و در خود شيعه افتراق و پراكندگي گسترش مي يابد. آنگاه و در نهايت بايد توسط نيروهاي جهادي بر آنها تير خلاص زد و نابودشان كرد.
تحقيق و جمع آوري مطالب فراواني عليه مرجعيت و نشر اشاعه ي آنها توسط نويسنده هاي پول پرست و بي نام. در اين باره بايد پول خوبي خرج شود و در ميان مداحان و عوام شيعه مواد زير زميني پخش و منتشر گردد تا شيعيان دچار آشفتگي و چند دستگي شوند. و با اين برنامه ها پيش بيني مي شود كه در مرحله ي نهايي، صداي اعتراض خود شيعه ها عليه مرجعيت بلند شود تا آنجا كه در سال 2010 ميلادي ديگر مرجعيت يا به عبارت ديگر مركزيت اقتدار شيعه كه تا كنون سد اصلي جلوي دولتمردان ما بوده اند به وسيله ي خود شيعيان پايان يابد.
....................................................
منبع: سايت موعود
گر خلق واگذارد او وا نمی گذارد
کشتی شکستگانیم او کشتی نجات است
تنها به کام طوفان ما را نمی گذارد
هل من معین او را باید جواب دادن
شیعه امام خود را تنها نمی گذارد
از بس گناهکاریم ما مستحق ناریم
باید بسوخت ما را .زهرا نمی گذارد
زهرا به دوستانش قول بهشت داده
بر روی وعده خویش او پا نمی گذارد
شهادت مظلومانه اسوه صبر و عدلت و شجاعت حضرت امیر المومنین (سلام الله علیه)
تسلیت باد
تاراج دل به تیغ دو ابروی دلبر است مستی قلب عاشقم از جام کوثر است
بر سردر بهشت خدا حک شده چنین بختش بلند هر که طرفدار حیدر است
میلاد حضرت علی اکبر (سلام الله علیه) ، اسوه ادب و معرفت و روز جوان بر تمام دوست دارانش مبارک.

